مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة ( مترجم : گيلاني )

653

الفاروق ( فارسي )

آن درخت همان درختى است كه قرآن مىفرمايد ( اذ يبايعونك تحت الشجره ) و در حديبيه قرار داشت . به عمر بن خطاب گفتند مردم براى زيارت و تبرك نزد آن درخت مىروند ، عمر از ترس آنكه مبادا آن درخت مانند بت ، لات ، و ، عزى ، پرستيده شود ، دستور داد آن را قطع كرد ، و نيست و نابودش كنند ، مردم يكوقت خبردار شدند كه اثرى از آن باقى نمانده بود . * * * عمر در حنين فرار مىكند ، و در تقسيم غنائم اعتراض ! ! توزيع غنائم از طرف پيامبر صلى الله عليه وآله افراد بخيل را به اعتراض وامىدارد - بخارى ج 3 ص 209 شعيب . . . . . . از جبير بن مطعم روايت مىكند : مقدار كمى كه از حنين بازگشتيم ، مردم آنقدر رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم را تحت فشار گذاشتند كه چيزى به آنها بدهد ، بطوريكه عباى حضرت را از دوشش انداخته و او را به طرف درختى كشاندند . حضرت ايستاد و فرمود : عبايم را بدهيد . به خدا قسم اگر بعدد اين ريگها گوسفند داشتم همه را بين شما تقسيم مىكردم تا بدانيد من بخيل و دروغگو و ترسو نيستم . و بخارى ج 4 ص 60 - بخارى ج 4 ص 60 عثمان بن ابى شيبه . . . . . از عبدالله روايت مىكند : پس از جنگ حنين رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم غنائم را تقسيم نمود ، به اقرع بن حابس صد شتر و به عينيه صد شتر و به اشراف و بزرگان هر كدام مقدار زيادى از غنائم داد ، شخصى ( كه در روايت بعد خواهد آمد كه آن شخص عمر بن خطاب بود ) گفت : به خدا قسم در تقسيم رضايت خدا و عدالت را رعايت نكرد . راوى مىگويد : گفتم : من اين حرف را به آن حضرت خواهم گفت . و گفتم ، حضرت فرمود : اگر خدا و رسولش عدالت نكنند ، كى خواهد كرد ؟ ! خدا رحمت كند موسى را كه بيش از من او را اذيت كردند و صبر كرد . - بخارى ج 5 ص 106 قتيبه بن سعيد . . . . . . از عبدالله روايت مىكند : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم غنائم قريش را كه تقسيم كرد ، به اقرع صد شتر و به عيينه صد شتر و . . . . . شخصى گفت :